_____██████ ___________
____████████__________ ▌
___███____███_________ █
___██_______██__________▌
__███________█__________▌
__▌●█________█_________█
__███_______ █_________█
___██_______█________██
____________██_______██__▌
____█______██______███_ █
_____▌_____██_____████_█
__________███___█████_█_█
________███__██████__█_█
______███__████____██_█
_____███_█████_████_█
____████_██████_███_█__▌
___████_█ █__███ _█__██_▌
__█████_████_▌_█_███_▌
_█████_██___██___██_█
_█████_███████_███__█__██
_███_▌███___██____██_███
_███_▌█████___███__█__█
_████_▌▌___█__█_██████
__██████_████__▌_████
___█████_____████████
._=--███████████████
_=--=_-████████████
=--_=-_=-█████████
بگو سرگرم چی بودی، که اینقدر ساکت و سردی؟
خودت آرامشم بودی، خودت دلواپسم کردی..
ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه
چهقدر باید بمونم تا، یکی مثل تو پیدا شه؟
تو روز و روزگار من، بی تو روزای شادی نیست
تو دنیای منی اما، به دنیا اعتمادی نیست!
سلام ای نالهی بارون، سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من، هنوزم دوستش دارم..
سلام ای بغض تو سینه، سلام ای آه آیینه
سلام شبهای دل کندن، هنوزم دوستش دارم ...
نمیدونی تو این روزا، چهقدر حالم پریشونه
دلم با رفتنت تنگ و، دلم با بودنت خونه
خرابه حال من بی تو، نمیتونم که بهتر شم
تو دستای تو گل کردم، بذار با گریه پرپر شم
یه بینشونم تو این خزون،
یه بیقرارم، یه نیمه جون
منو از خودت بدون
منو از خودت بدون
سلام ای نالهی بارون، سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من، هنوزم دوستش دارم..
سلام ای بغض تو سینه، سلام ای آه آیینه
سلام شبهای دل کندن، هنوزم دوستش دارم

یک خواب مملو از بیداری و شاید بازی پلکها در طلاتم زمان است
که بیداری را به روخ شاخه های خشک ودر هم تابیده حقایق می کشاند
خیالم در پی پاکی رویایی می گردد .
در این آشفته خواب بیداریم معنای بی رنگی صبح می دهد .
وشایدتنین سکوت است که بر پهنای توهم امروز چنگ می زند روزهای لبریز از تهی شدن
چه آرام تنهایم می گذارند
واز سر یگانه تنهاییم به باد پایی زمان می گذرند
امروز روز برف ریز قصه هایم بود
روز باران خورده غمها روز بسته شدن چکامه های امید
فضای اتاقن مملو از فرداست
هرچه می جویم نیست
دیروز را می گویم
به دنبالش تمام دقایق را زیرو رو کردم اما افسوس هرچه بیشتر می کاوم کمتر می یابم
نیست
ووای بر من که دیگر باز نمی گردد.
امروزنسیم آمد تا گرمم نشود‘خورشید تابید تاسردم نشود.
میوه ها رسیدند تا بخورم.
آب در جویبار جاری شد تا بنوشم.
امروز مادر هست تا پسرش باشم‘پدر هست تا همرهش باشم.
امروز تو نیز هستی وتمام کسانی که دوستشان دارم.
تو امروز اینجایی تا باز کنیم دفترخاطره را و مرور کنیم هرچه گذشته است ازغم وشادی.
و امروز هم ورقی پر کنیم از خاطره ها…..

تولد
بار دیگر متولد شدم
وچشم به آسمان باز کردم
نگاهم را در نگاهش دوختم
وخود را آغاز کردم
آغازی که پایانش
همانند آغازی دگر است
لحظه ای است.ولی بی انتهاست......

هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست آن هم انتظار براي لحظه اي که
کسی که دوستش داری صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما
هر
چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد پس انتظار
ميکشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود .حتی اگر انتظارم بی حاصل باشد
" این را بدان تا ابد منتظر آمدنت خواهم ماند "
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو
